الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

517

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« اى رفاعه ! بدان كه اين امارت ، امانت است و هر كس آن را خيانت قرار دهد ، تا روز قيامت لعنت خداوند بر او خواهد بود و هر كس خائنى را عامل قرار دهد ، در دنيا و آخرت ، حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله از او بيزار خواهد بود » « 1 » . ( 1 ) امام عليه السّلام هرگاه تمايل يا هوا و هوسى در امارت از كسى متوجه مىشد ، او را براى آن نامزد نمىكرد ، زيرا او حكومت را به عنوان وسيله‌اى براى فراهم نمودن مقاصد طمع‌ورزيهاى خود قرار مىداد . هنگامى كه طلحه و زبير ، علاقهء شديد خود را به والى شدن ابراز نمودند ، از پذيرش خواستهء آنان خوددارى نمود « و عبد اللّه بن عباس » را فرا خواند و به او گفت : آيا گفتهء آن دو نفر يعنى طلحه و زبير را شنيده‌اى ؟ گفت : آرى ، مىبينم كه آنها والى شدن را دوست دارند بنابراين بصره را به زبير و كوفه را به طلحه واگذار كن ! ( 2 ) امام ، نظر وى را مورد انتقاد قرار داد و به او فرمود : « واى بر تو ! در عراقين ( يعنى بصره و كوفه ) ، مردان و اموالى وجود دارند و هرگاه اين دو نفر بر گردن مردم مسلط شوند ، نادانان را به طمع ، منحرف و ناتوانان را به گرفتارى مبتلا مىسازند و قدرتمندان را با قدرت دادنشان ، به زير سلطهء خود مىبرند و اگر من يكى از آن دو را بخاطر زيان يا سودش ، عامل قرار دهم ، معاويه را عامل شام مىساختم و اگر حرص آنان بر ولايت براى من آشكار نمىشد ، در مورد آنان نظرى داشتم . . . » « 2 » . ( 3 ) بخاطر اين موارد حساس بود كه حضرت از گماردن آن دو ، بر عراقين

--> ( 1 ) نهج السعادة در مستدرك نهج البلاغه 5 / 33 . ( 2 ) الامامة و السياسة 1 / 51 .